سفارش تبلیغ
صبا

تولد دوباره (دختر امروز)
 
قالب وبلاگ
نمیدونم چرا این روزای اخر خونه بودن،همش دلم میخواد بیام وبلاگ و بنویسم!خودمونیم هنوز نرفته دلم برا خونمون تنگ شده!!از یه طرف خوشحالم که مشهده و چهارسال مجاور حرم امام رضا میشم،از اون طرف دیگه!! دلم تنگ میشه.از اونطرف دیگه ی دیگه!!دیگه بیستوچهارساعته کنار کامپیوتر نیستم و باید برا اپدیت کردن هلکو هلک برم کافینتدیگه درددلام تموم شد موفق شدم دپرستون کنم؟؟؟؟؟خوشحالم الان دیگه کاااااااااااااااملأحالم جا اومدراستی چرا واسه پستهام نظر نمیذارین؟؟ (خودمونیم چقدر شکلک گذاشتم!!!)خوب دیگه ما رفتیم راستی نظررررر یادتون نره.
[ چهارشنبه 89/6/24 ] [ 3:4 عصر ] [ سرباز کوچولو ] [ نظر ]

دلم عجیب هوای نوشتن داره...بیدارین دوستای من؟منم بیدارم...خوابم نمیبره...سلام .صبح ظهروشبتون بخیر!!!اینجا و این لحظه ای که من مینویسم یک و...بامداده. اما اون لحظه ای که شما این مطلبو میخونین شاید صبح باشه یاظهریا...!!پس درست گفتم دیگهه..امشب چرا اینقد بچه ی گلی شدم!!؟شایدم نشدم!! چی شد این نتیجه رو گرفتم؟راستی نکته ای خدمت منتقدان عزیز:با احترام بنظرات شما بنده مدل نوشتنم اینجوریه!یعنی یه بار جدیانه!!یه بار خنده دارانه!!یه بار شخصیانه!!یه بار غیر شخصیانه!!کلا اینجوری هستیم دیگر!!هدفمان هم خوب است به جان خودمان!!چرا بعضیها فرهنگی نوشتن یا مذهبی نوشتنو یه طور خاص نوشتن ترجمه میکنن؟؟من شاد نمینویسم(که اگه بلد باشم مینویسم!!خوبشم مینویسم)چون شاد بودنو (در حد تعادلشااااااا!!)میپسندم.یعنی ادم نمیتونه هم خاطراتشو بگه هم اعتقاداتشو؟؟!!چه تضادی بین این دو هست؟! شاد بودنو(اینجا میشه شاد نوشتن)میپسندم.دینمون هم میپسنده. حدیث داریم:مومن حزنش در قلبش و شادیش در چهره اش هست.(لطفا برداشتهای منفی نکنید.باتشکرررر)این از این!برا اوندسته از دوستانی که بخاطره نوشتنهام انتقاد داشتن.(این موضوع هم که خیلی وقته شاد ننوشتم برا اینه که حالش نبود!!هر وقت اومد میگم به شمام سر بزنه )

راستی دانشجوها ترم جدید داره شروع میشه،معلما،دانش اموزاااااااا باز امد بوی ماه مدرسه... همه و همه...انشالله به فرموده ی اقا«جهااااااااااااااد علمی»برای اعتلای ایران اسلامیمون.

صحبت از علم شد یاد کسی افتادم که سخنهاش تو روزهای سخت و آسون منو به خودم میاورد(من برای خودم نوشتمو زدم دیوار اتاقم.الگوی منو تو باید ایشون باشن نه اونایی که دیدنشون منو تو رو یاد این میندازه که دماغمونو عمل کنیم!!!منظورم اونایین که زیبایی ظاهرشون برامون مهمه)
و اینک:دست نوشته ی شهید دکتر مصطفی چمران (دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسمااز دانشگاه برکلی کالیفرنیا):

من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم تمام ناراحتیها راتحمل کنم چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم.ای خدا من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا دشمنان مرا از این راه طعنه زنندباید به ان سنگدلانی که علم رابهانه کرده وبه دیگران فخر میفروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شدباید همه ی ان تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در اورم و انگاه خودخاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.

ای خدای بزرگ،اینها که از تو میخواهم چیزهاییست که فقط میخواهم در راه تو بکار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد ان را داشته ام
تو ای خدای من،میدانی که جز راه تو و کمال و جمال تو آرزویی ندارم،انچه میخواهم انچیزیست که تو دستور داده ای ومیدانی که عزت و ذلت دست توست ومیدانم که بی تو هیچم و خالصانه از تو تقاضای کمک و دستگیری دارم.(از یادداشتهای شهید چمران در امریکا،کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود)

 


[ چهارشنبه 89/6/24 ] [ 2:14 صبح ] [ سرباز کوچولو ] [ نظر ]
بچه ها اقای خامنه ای (دام عزه)خیلی برای پاکستان ناراحتن...خیلی سفارش کردن...الان داشتم سخنرانیشونو گوش میدادم...خیلی تاکید داشتن..حادثه خبر نمیکنه...برا هر ملتی ممکنه پیش بیاد.... کمک به  سیل زده های پاکستان یادمون نره
[ سه شنبه 89/6/23 ] [ 9:36 عصر ] [ سرباز کوچولو ] [ نظر ]
قران را سوزاندند...پاسخ ما را بشنوند...
جهانخواران عالم بدانند اگر بخواهند در مقابل دین ما بایستند در مقابل تمام دنیای انها خواهیم ایستاد....این سخن روح الله است و ما جوانان ایران، فرزندان اوییم...
[ سه شنبه 89/6/23 ] [ 3:3 صبح ] [ سرباز کوچولو ] [ نظر ]

یروزی یجایی سخنرانی اقای دانشمند رو گوش میدادم.با دلیل اثبات میکرد حضرت صاحب زمان ز امام حسین مظلومترن...یکی فقط یکی از دلایل اینبود که امام حسین عباس داشت...علی اکبر داشت...قاسم داشت....آقا کیو دارن؟میگفت آقا دلشو به کی خوش کنه؟به منو تو...؟؟منو تو قاسم وعباس امامیم...؟؟بقیه دلایلونمیگم.میگفت بامنطق گوش کن.(امام زمان معذرت میخوام )اگه سند خونه ی یکیتون گم بشه تمووووووم خونه رو زیرو رو میکنین ب خواب ندارین.از اینو اون میپرسی شماها ندیدینش...چقد این در و اون در میزنی؟؟(تصور کن یه وسیله ی باارزشتو گم کنی)میگفت حالا اینهمه ساااااااال از عمرت گذشته چندبار دنبال مهدی فاطمه گشتی؟؟اندازه ی یه سند خونه براش ارزش قائلین که اگه گم بشه اسمونو به زمین میارین...؟؟!

میگفت یه عالمی چند سال پیش آقا رو دید که چشاشون ریز شده بوده...زیر چشاشون گود افتاده بوده....کبود شده بودگفته چرا چشاتون اینجوری شده گفتن از دست شیعه هام...اونا هی گناه میکنن و من باید اشک بریزمو گریه کنم که خدایا بخاطر من ببخششون...این گریه کن حسینه ...این......

میگفت آقا گفتن من از زرتشتیا و مسیحیاو بوداییا و...انتظار ندارم...من از پیروهای خودم انتظار دارم...چرا اینقدگناه میکنن...؟؟؟

آقای دانشمند یه راه حل داشت:یییییییییییییییه جور باش.یییییییییییییه رنگ باش.

رفیقاتو امام زمانی انتخاب کن.نگاهات امام زمان پسند باشه...زندگیتو امام زمانی بساز....

یهههههههههههههه جوووووووووور باش.یهههههههههه رنگ باش...

سخته...تلخه ...اما حقیقته...من خوب نیستم اما اونایی که مث منین بیایم بیشتر از این دل مهدی فاطمه رو خون نکنیم....بیایم خار تو چشمای نازش نکنیم...شایدبعضی از مافکر کنیم خییییلی کار درستیم.. با خودمون فکر کنیم ببینیم نظر اونم همینه یانه...شاید بعضی از ما فکر کنیم ما خیییییلی دوریم ازش نگاهمون میکنه؟؟بچه ها این فکرو نکنیم.بخدا مهدی فاطمه نگاهمون میکنه...از ثوابامون شاد میشه برا گناهامون اشک میریزه..........اقای دانشمند میگفت «نماز خوندنامون دیگه بوی امام زمان نمیده...نه قنوتی ...نه دعا برای ظهور...» میشه چشای اقا دیگه از دست منو تو کبود نباشه...دلش خون نباشه...میشه نه؟؟؟استارتش باشه از همین پست.موافقی؟چند تا پیشنهاد:برا نماز صبح هامون یه فکری بکنیم...تو قنوت نمازامون «اللهم عجل لولیک الفرج»و «اللهم کن لولیک...»بخونیم.دعای عهد... تو مفاتیح نوشته.صبحها با خوندن دعای عهد با اقامون تجدیدبیعت کنیم.تو یه کتابی خوندم اقا فرموده بودن انصاااااااااااااااااف داشته باشین...زیارت عاشورا هم اقا خیلی سفارش کردن(تو مفاتیح خوندم)اینا چنتا پیشنهاد بود...هرکی خودش میدونه کدوم کارهاشو باید حذف کنه....کدومارو اصلاح...کدومها رو پررنگ...قربان چشمهایت بروم مهدی جان که با گناهانم کبودشان کردم...مرا ببخش اقایم...خیلی از مردم دنیا ازارت میدن کاش لااقل از این ببعد بشم یار خاطرت نه بار خاطر...

 


[ سه شنبه 89/6/23 ] [ 2:53 صبح ] [ سرباز کوچولو ] [ نظر ]
   1   2   3   4   5      >
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 20
کل بازدیدها: 50860